نکته های نادیده!
من خیلی از شعرهای متالیکا خوشم میاد.چون معنا دارن.جیمز خواننده این گروه اکثر شعراشو خودش گفته.
امروز حرف زیاد دارم. اما میدونم وبلاگ خونا فقط خط اولو میخونن و خط اخرو یه نتیجه گیری و یه کامنت.
یه قسمت از ترانه (ناپدید میشوم)(I DISAPPEAR)
Do you bury me when i m gone
Do you teach me while i m here
Just as soon as i belong
Then its time i disappear
معنیش: به خاکم میسپاری به هنگام مرگ/به من می آموزی تا هستم/درست انگاه که خو گرفتم/وقتی است که ناپدید میشوم/
یه هفته نیومدم تو نت.اول ببینم ایا مطالبم اونقدر کشش داره بدون اینکه به کسی سر بزنم.بیان بخوننش؟ بعد هم یه خورده کاریایی داشتم که باید رفعو رجوش میکردم.
نکته های نادیده
تو هر وبلاگی رفتم همیشه از عشق حرف زدن.از سر خوردگی که در عشقشون داشتن.یا ملامت کردن طرف مقابلشون٬ در مورد رابطه عاطفی که برقرار کردن.
چرا ما همیشه میخوایم طرفو محاکمه کنیم.؟ چرا به خودمون رجوع نکردیم ببینیم ما چه کار کردیم؟از عشقی که در قلبمون گذاشتیم ریشه کنه چی میخواستیم؟چرا اجازه دادیم طرف مقالبمون یه حرکتی انجام بده که ما رو برنجونه؟ در مقابل ما چی کار کردیم؟ ایا من به جای اینکه مشکلو بزرگتر کنم بدنبال حل مشکل بودم؟یا نه اومدم صورت مسئله رو پاک کردم؟چرا دوست داریم همیشه حقو به خودمون بدیم؟چرا همیشه خودمونو دیدیم بعد طرفو؟چرا همیشه منفعت رو در وهله اول برا خودمون میبینیم شاید در ظاهر نشون بدیم نه اینطور نیست. ! یعنی مشکل امروز نسل جوون عشق ولاغیر؟
یه کلام ختم کلام: عشق امروزی عشق بده بستونه.نسیه حالیش نیست.هر کی بیاد بگه بابک نه اینطور نیست.قبول ندارم.من عشقو میشناسم.اما عشق بین جوونای ما یه بده بستونه.یه معماملس.
